قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

علمی.فرهنگی.تربیتی.پژوهشی - ناگفته های مغز آدمی
 
علمی.فرهنگی.تربیتی.پژوهشی
                         power by : Adibweb
درباره وبلاگ


اینــجا سـرزمـــین مــن
است و مـــن رهـــــا و آزاد
در آســمان آبی بیـــکرانه اش
بال می گشایم و پــرنده دلــم
را به امـــید دیـدن آشنایی در آن
به پــرواز در می آورم.شمایی که
به این سـرزمین قــدم می گذارید
را دوســت دارم و تشـنه شنیدن
صحبت هـای شــما هستم.
همراهیـــــم کنیدتا در این
سرزمین آزاد باشیم...
جمعه 14 بهمن1390 :: 20:27 ::  نويسنده : علی تارم
 

 ناگفته های مغز آدمی

پیچیده ترین عضو بدن انسان

این عضو بسیار پیچیده حدود 2 درصد وزن بدن شما را دارا می باشد، بنابراین یک انسان 75 کیلوگرمی مغزی در حدود 1.5 کیلوگرم دارد. با وجود آنکه تنها 2 درصد از وزن بدن شما را شامل می شود بین 20 تا 30 درصد از انرژی شما را مصرف می کند. به بیان دیگر 20 تا 30 درصد کالری که از مصرف غذا به بدن شما می رسد توسط مغز مصرف می شود. دقت کنید که نسبت وزن مغز به وزن کل بدن در انسان از همه موجودات زنده بیشتر     می باشد. 

در مغز شما حدود 100 بیلیون سلول مغزی وجود دارد که بصورت یک شبکه بسیار پیپچیده با یکدیگر در ارتباط هستند. محاسبات نشان می دهد که در حدود 1,000,000 بیلیون ارتباط نقطه به نقطه میان سلولهای مغزی در مغز انسان وجود دارد. برای بدست آورده ایده از بزرگی این عدد، همین قدر بدانید که از تعداد ستاره کائنات بیشتر می باشد. بنابراین جای تعجب نیست اگر مغز را پیچیده تر از بزرگترین کامپیوتر های جهان فرض کنیم. دانشمندان نسبت توانایی قویترین کامپیوتر های جهان را به مغز انسان، در حد مغز یک موش می دانند. 

مغز انسان حدود 1500 گرم وزن داشته كه كلاً داخل جمجمه قرار دارد.

مغز از قسمت های زیر درست شده است

1- نیم كره های مغز

2- تالاموس و عقده های عصبی قاعده ای

3- مغز میانی

4- پل دماغی

5- مخچه

6- بصل النخاع

نیم كره های مغز

نیم كره های مغز دو عدد بوده كه از نظر نردبان تكاملی جدیدترین قسمت مغز می باشند. آنها هدیه اصلی خداوند به انسان بوده و تكامل آن از پستانداران از حدود پنجاه میلیون سال پیش شروع شده و در انسان نماهائی مانند « استرالوپیتكوس» به اوج خود رسید (2 میلیون سال پیش ).

اختصاصی ترین صفت تكاملی ازدیاد تعداد یاخته های عصبی بوده كه پیشرفت شایان آن را در « هموهابیلیس» و  « همواركتوس » می توان مشاهده كرد. دوران طلائی بزرگ شدن مغز در « نئاندرتال » « و هموساپینس» (حدود یكصد هزارسال پیش ) آغاز و به انسان ختم می شود.

بدون نیمكره های مخ، انسان جاندار بی شعوری بیش نیست. تكوین شعور انسان عبارت بوده است از ازدیاد یاخته ها ( نتیجتاً اضافه شدن وزن مغز ) و ارتباطات آنها با یكدیگر برای بهتر شدن قدرت پردازش اطلاعات محیطی و درونی . در « مرگ مغزی » این قدرت از بین میرود چون كل ساختار مغز مضمحل می شود.  در درون نیمكره ها حفره هایی پر از مایع نخاعی و جود دارند كه بطن ها نامیده می شوند . دو نیمكره توسط جسم پینه ای به هم متصل می باشند كه در حقیقت ارتباط اصلی نرونهای دو نیمكره با هم می باشند.

تشریح مغز

قسمت های مختلف تشكیل دهنده نیمكره ها شامل قسمت های زیر است :

1-        لوب پیشانی

2-       لوب آهیانه ای

3-      لوب پس سری

4-       لوب گیجگاهی

5-       لوب حاشیه ای

6-       لوب پیشانی

لوب پیشانی مهمترین قسمت تكامل یافته مغز است. مخصوصاً در انسان و انسان نماها این قسمت فوق العاده وسعت پیدا كرده است. قسمت های خلفی لوب پیشانی ویژه فرمانهای حركتی بوده و از هم گسیختگی نسج این قسمت باعث از كار افتادگی یك اندام می شود. تحریك هر قسمت از اندامها و سر بر روی مكان مخصوصی از این نوار باریك وجود دارد، قسمتی از این ناحیه، كه بین دو نیمكره وجود دارد، مختص حركات اندامهای تحتانی می باشد. درقسمت قدامی ناحیه حركتی سرو دست مركز كنترل حركات چشم وجود دارد.

در نیمكره چپ، مركز حركتی تكلم درلوب پیشانی می باشد. از هم پاشیدگی نسوج این ناحیه باعث گنگی شده و بیمار قادر به گفتار نیست. آنچه از لوب پیشانی باقی می ماند عبارتست از ناحیه ای كه در جلو قرار داشته و مركز شعور ، منطق، تفكر و تا حدودی حافظه است. از بین رفتن این قسمت از مغز در دو طرف منجر به كم اهمیت دادن اصول اخلاقی شده و تصمیمات بیمار انفعالی می گردد. اگر آسیب بسیار شدید باشد خلاقیت حركات از بین رفته و ممكن است با حالت اغماء اشتباه شود. یكی از راههای درمان امراض روانی، در ابتدای سده حاضر، عبارت بود از تخریب دو طرفه قسمتهای عمقی لوب های پیشانی و تبدیل بیمار به فردی كه از نظر اجتماعی بیشتر قابل تحمل باشد. متأسفانه اثرات سوء این عمل جراحی باعث شد كه بعداً كمتر مورد استفاده قرار گیرد.

لوب آهیانه ای

وظایف لوب های آهیانه ای در طرف راست و چپ تا حدودی با هم فرق می كنند. علاوه بر تشخیص محل درد ، گرما، لمس و محسوسات عمقی در باریكه پشت شیار مركزی، لب آهیانه ای در طرف راست بینش فضائی را در شخص بوجود می آورد. عوارض عمقی لوب طرف راست منجر به از دست دادن جهت یابی فضائی فرد گشته و طرف چپ بدن را در كارهای روزمره فراموش می كند. به حوزه بینائی چپ توجه نكرده و مثلاً ریش خود را در طرف چپ نمی تراشد، چنین شخصی ردیابی فضائی خود را از دست می دهد. شدت عارضه در بعضی بحدی است كه بیمار عضوی در طرف چپ بدن خود را از یاد می برد و فكر می كند مربوط به شخص دیگری است. لب آهیانه ای در طرف چپ علاوه بر جهت یابی فضائی و محسوسات طرف راست، وظیفه تكلم را نیز بعهده دارد. اختلال در ریاضیات، محاسبه، تشخیص راست و چپ بدن، خواندن و نوشتن و تكلم پس از آسیب رسیدن به لوب آهیانه چپ دیده می شود.

لوب پس سری

لوب پس سری مسئولیت بینائی را عهده دار بوده و آسیب رسیدن به این ناحیه شخص را بطور كامل یا نافص نابینا می كند. یكی از بهترین محسوسات محیطی كه به وسیله آن مكانیسم پردازش اطلاعات در مغز به وسیله فیزلوژیست هائی مثل « هوبل » و « ویسل » در دانشگاه هاروارد برملا گشته عبارت است از « حس بینائی » این دو دانشمند به طور سیستماتیك پردازش اطلاعات را از شبكیه تا لوب پس سری دنبال كردند. كار اصلی این پژوهشگران عبارت بود از ثبت تحریك پذیری سلول های شبكیه، ایستگاه زانوئی و قشر خاكستری مخ ( سلول های ساده، پیچیده و فوق پیچیده ) در مناطق به اصطلاح 17  و 18  و19 « برودمن » لازم به یادآوری است كه « برودمن» پژوهشگری بود كه سطح مغز را از 1 تا 52 منطقه بر حسب انواع یاخته های قشر خاكستری طبقه بندی كرد. مثلاً منطقة 46 ویژه حافظه بوده و 44 بیان تكلم را به عهده دارد. « هوبل و ویسل» دریافتند كه به ترتیب كه اطلاعات از یك ایستگاه به ایستگاه دیگری منتقل می شده پیچیده تر و به حقیقت نزدیك تر می شود . مثلاً سلول های شبكیه و ایستگاه زانوئی فقط به بك نقطه نورانی پاسخ داده، درحالی كه سلول های ساده كورتكس بینائی تنها به یك نوار نورانی با محور خاص پاسخ می دهند. می توان تصور كرد كه این نوار از تعدادی نقطه نورانی درست شده است. بنابر این، سلول های ساده قشر خاكستری نسبت به یك نقطه نورانی بی تفاوتند. به همین ترتیب كه جلو برویم مشاهده می شود كه سلولهای پیچیده كورتكس توسط یك لبه نورانی تحریك می شوند كه محور مشخصی داشته ولی محل آن مهم نیست. بهترین، تحریك برای یك سلول فوق پیچیده یك گوشه است. با در نظر گرفتن بحث بالا، هر چقدر از منطقة 17 به طرف منطقه 19 می رویم وظیفه سلول ها پیچیده تر شده به تحریكی نوین پاسخ می دهند. این موضوع در تشخیص فاصله و رنگها بسیار صادق است.

لوب گیجگاهی

این لوب در طرف راست نقش مهمی از نظر هنر تشخیص رنگها و جوانب مختلف دستگاههای موسیقی داشته و در طرف چپ تأثیر مهم آن درتكلم انسان است. درك صداهای شنیده شده و پردازش دستوری گفتار و آماده كردن پاسخ شایسته، به وسیله لوب آهیانه چپ صورت می گیرد. آسیب رسیدن به لوب گیجگاهی گاهی باعث از بین رفتن توانائی نامگذاری افراد و اشیاء می شود. همچنین لوب های گیجگاهی راست و چپ با هم نقش مهمی در فعال نگهداشتن حافظه دارند.

دروازه اصلی ورود اطلاعات محیطی به مغز و ثبت آنها در گرو سلامتی لوب گیجگاهی است.

به نظر می رسد كه « هیپوكامپ» این ناحیه همگام با قسمت های دیگر لوب حاشیه ای نقش كلیدی در قبول یا رد اطلاعات داشته باشند. از این مكان است كه اطلاعات منتشر شده از محسوسات محیطی به نقاط دیگر مغز مخصوصاً لوب های پیشانی می روند. بخش دیگری از فیبرهای آورنده اطلاعات به لوب گیجگاهی از ساقه مغز و هسته « مینرت» می باشد.از بین رفتن « هیپوكامپ » منجر به عدم توانائی انسان در تثبیت حافظه شده و شخص قدرت انتقال اطلاعات رابه سایر نقاط مغز از دست می دهد

اگر انسانی هر دو لوب گیجگاهی مخصوصاً دو « هیپوكامپ » را از دست بدهد برای همیشه قدرت ثبت اطلاعات از محیط را برای یادآوری در دراز مدت از دست خواهد داد. در ام- آر- آی روبرو هر دو لوب گیجگاهی به خاطر انسفالیت آسیب دیده و قدرت حافظه بیمار شدیداً صدمه دیده است. حس شامه نیز با لوب گیجگاهی ارتباط دارد.

لوب حاشیه ای

لوب حاشیه ای از قدیمی ترین قسمتهای مغز بوده و وظیفه اش بیان غرایض جنسی و تأمین احتیاجات احساسی و تنازع بقاست. لوب حاشیه ای در اصطلاع به « مغز اول » مشهور شده و از اینجاست كه تمام اطلاعات پس از بررسی و فیلتر شدن می توانند به سایر نقاط مغز رسوخ كنند. احساس امنیت درونی با وجود لوب حاشیه ای امكان پذیر است. اینجا محل احساسات قلبی و فردی و عشق و دلدادگی است.  با تكیه به « مغز اول » است كه انسان كاری را انجام داده و سپس با مراجعه به منطق و « مغز جدید» یا « نئوپالیوم » پشیمان می شود. در این مكان است كه موجود برای حفظ خود و خانواده حاضر است به استدلال كم محلی كند. كنترل اصلی سلسله اعصاب نباتی هنگام جنگ و ستیز یا پشیمانی و غم و اندوه در دست « مغز اول » یا « آركی پالیوم » می باشد. بالاخره زبان اصلی نهفته در نگاه افراد به یكدیگر كه حاصل آن دوست داشتن فردی و یا تنفر از فردی دیگر می شود در لوب حاشیه ای است.

تالاموستالاموس توده ای از سلولهای عصبی با اندازه های مختلف است كه وظیفه پردازش و هم آهنگ كردن پیامهای حسی را در ارتباط با فعالیت های حركتی داشته و دراین خصوص با گره های عصبی قاعده جمجمه، قشر خاكستری مغز و مخچه در تماس دائم می باشد. تالاموس نیز نقش بی نهایت مهمی در دریافت درد و محسوسات محیطی دارد. آسیب یك طرفه به تالاموس باعث كرخ شدن طرف مقابل بدن و آسیب دو طرفه، بیمار را به حالت بیهوشی می برد.

گره های عصبی قاعده مغز

هسته های دم دار و عدسی شكل از مهمترین گره های عصبی قاعده مغز می باشند كه ارتباط تنگاتنگ با تالاموس، قشر خاكستری مغز و مخچه داشته و عملكرد اصلی آنها تنظیم فعالیت های حركتی ماهیچه ها بوده و در تداوم حركات آنها نقش مهمی دارند.

نارسائی گره های عصبی قاعده مغز باعث لرزش های غیرارادی و سفتی و كمی تحریك ماهیچه ها شده و تابلوئی شبیه مرض پاركینسون را بوجود می آورد.

ساقه مغز

از نظر تكاملی ساقه مغز یكی از قدیمی ترین قسمت های سلسله اعصاب بوده كه علاوه بر حفظ هوشیاری و كنترل خواب، تنفس و گردش خون، محل گردهم آئی اعصاب جمجمه ای نیز می باشد كه در تعیین تكلیف مرگ مغزی بسیار پراهمیت اند. اندازه و پاسخ مردمك ها به نور، رفلكس های قرینه و سرفه، حركات چشمها، زبان، صورت، حلق و حنجره نیز عمدتاً توسط ساقه مغز كنترل می شود. ساقه مغز گذرگاهی است دو طرفه برای گذشتن محسوسات از محیط خارج به طرف مغز و آوردن پیامهای عصبی از مغز و ساقه مغز به طرف نخاع و اندامها.

ساقه مغز محلّ تمركز و پخش پیام های مهم و ابرانی به اقصی نقاط نخاع برای حفظ و كنترل قوام ماهیچه ها است كه نهایتاً بر روی رفلكس های وتری نیز تأثیر می گذارند. این پیامها، به طور مستقیم و غیر مستقیم، از هسته های ساختمان مشبك در سطح « پل دماغی » و « بصل النخاع » و « مغز میانی » نشأت گرفته و به همراهی پیام های « هسته های قرمز » و « هسته های گوش داخلی » بر روی « نرون های حركتی گاما » سرازیر می شوند. تحریك نرون های حركتی گاما، به طور غیر مستقیم ، پس از تحریك « نرون های حركتی آلفا » قوام ماهیچه ها را زیاد كرده و آنها را سفت می كند. در این گونه موارد رفلكس های وتری نیز تشدید می شوند. هرگاه مغز از بین رفته ولی ساقه مغز از مغز میانی به پائین در حیات باشد، رفلكس های وتری بسیار شدت یافته و ماهیچه ها آنقدر سفت می شوند كه دست ها و پاها سیخ شده حالت « دِسِرِ بره» به خود می گیرند، یا اینكه دست ها از آرنج خم شده و پاها سیخ می شوند كه به این حالت « دكورتیكه» گویند. به تدریج كه ساقة مغز وظایف خود را از دست داد، قوام ماهیچه نیز از بین رفته آنها لَخت می شوند. در این زمان رفلكس های وتری نیز وجود ندارند. این حالت در « مرگ مغزی » به خوبی می شود به طوری كه تمام ماهیچه ها شل بوده و رفلكس ها ناپدید گشته اند چون تمام ساقه مغز از كار افتاده است.

 ساقه مغز از قسمتهای زیر تشكیل شده است.

مغز میانی

پل دماغی

 بصل النخاع

1- مغز میانی

بخش های مهمی از مغز میانی كه در مرگ مغزی اهمیت دارند عبارتند از : ساختمان مشبك كه مسئول حفظ سطح هوشیاری بوده، پایك های مغزی كه از الیاف و ابران حركتی درست شده اند و اعصاب جمجمه ای سه و چهار كه حركات چشمها، اندازه و پاسخ مردمك ها را به نور به عهده دارند. آسیب دو طرفه به ساختمان مشبك باعث حالت اغماء شده و اگر پایكهای مغز آسیب ببینند فلج اندامها و در مورد اعصاب سه و چهار ضعف حركات چشم ها و بزرگ شدن مردمك ها با عدم پاسخ به نور را موجب می شود و اگر آسیب بسیار شدید باشد حركات چشم عروسكی نیز از بین می روند. پس به این ترتیب با معاینه و تعیین سطح هوشیاری، حركات و مردمك های چشم و قدرت اندامها می توان به سالم بودن مغز میانی پی برد.

2-    پل دماغی

اجزاء مهم پل دماغی عبارتند از : قسمت دیگری از ساختمان مشبك، اعصاب جمجمه ای پنج، هسته عصبی شش و هفت و الیاف مرتبط كننده مخچه به سلسله اعصاب مركزی.

آسیب دو طرفه به دو سوم فوقانی ساختمان مشبك پل دماغی باعث حالت اغماء شده و گرفتاری عصب شش، حركات چشمها را در محور افقی مختل و آسیب به عصب پنج باعث از بین رفتن حس قرنیه و رفلكس قرنیه می شود. بنابر این می توان با در نظر گرفتن سطح هوشیاری بیمار، حركات كره چشم و صورت و رفلكس قرنیه به و ضعیت تشریحی آن پی برد.

3- بصل النخاع

این قسمت از ساقه مغز از ساختمان مشبك، مراكز كنترل تنفس و گردش خون، اعصاب جمجمه ای 9، 10،11،12 و الیاف حسی و حركتی ای كه مخچه، نخاع، ساقه مغز و نیمكره ها را به یكدیگر مربوط می كنند درست شده است. در بصل النخاع، ساختمان مشبك نقشی در تأمین سطح هوشیاری نداشته و بلكه آسیب به این قسمت از مغز به صورت نارسائی شدید و تنفس و گردش خون خود را نشان داده و رفلكس سرفه از بین می رود. در صورتی كه بیمار هوشیار باشد، قدرت بلع در او از بین خواهد رفت.

مخچه
مخچه درست در پشت سر و در قسمت خلفی پل دماغی و بصل النخاع قرار گرفته است. در حقیقت مخچه جعبه سیاه سلسله اعصاب مركزی بوده كه تعادل انسان را كنترل كرده سرعت و دامنه حركات را طوری تنظیم می كند كه آنها بدون نقص باشند. مخچه در ارتباط دائم با گیرنده های حسی محیطی و جمجمه ای بوده و از طریق مغز میانی و پل دماغی پیوسته وضعیت تعادل بدن را در اختیار تالاموس، گره های عصبی قاعده مغز و قشر خاكستری می گذارد.

سه منبع اصلی ارتباط مخچه با اطلاعات محیطی عبارتند از:

1- پیام هائی كه از نخاع به مخچه می رسند و نقطه شروع آنها در ماهیچه ها، زردپی ها، پوست و مفاصل است. این پیام ها به سرعت مخچه را از وضعیت اندام ها، مخصوصاً اندام های تحتانی، در فضا آگاه می سازند. توسط همین پیام هاست كه انسان دائماً بررسی كرده و حركات را ظریف تر می سازد. اشكال در این سیستم باعث تلوتلو خوردن شخص هنگام راه رفتن می شود. كرمینه قسمتی از مخچه است كه پردازش اطلاعات فوق را در دست دارد.

 2- پیام هائی كه از گوش درونی به مخچه رسیده و دائماً آن را در جریان موقعیت فضایی سروگردن قرار می دهند. به وسیله این اطلاعات مركز ثقل انسان درون سطح مقطع بدن بر روی زمین قرار می گیرد. كنترل اصلی تعادل حركات چشمها و محور عمودی بدن از وظایف این سیستم است. حفظ تعادل در حركات مستلزم چرخشی سلامتی این قسمت از مخچه است كه در قاعده آن قرار دارد.

3-اطلاعاتی كه از مغز رسیده و نقش اصلی كنترل حركات ظریف اندام ها ( مخصوصاً دست ها ) را به عهده دارند. اختلال در این سیستم باعث شلختگی در حركات مهارتی می شود. نیمكره های مخچه همگام با مغز در این مورد به انسان یاری می كنند. عملكرد مخچه در بیماری كه به حالت اغماء است از اهمیت كمتری برخوردار است.

جریان خون مغز

خون رسانی به مغز توسط سرخرگ های سبات و مهره ای صورت می گیرد كه مجموعاً چهار عدد بوده و حدود یكهزار سانتی متر مكعب در دقیقه به مغز خون می رسانند. این میزان بسیار زیاد خون مبین سرعت متابولیسم بالای مغز بوده و نیاز شدید به اكسیژن و گلوكز است. زمان جریان خون از سرخرگ های سبات تا سیاهرگ های وداج حدود ده ثانیه است. قطع كامل جریان خون مغز پس از مدت پنج تا ده ثانیه منجر به بیهوشی می شود و اگراین زمان از ده دقیقه بیشتر شود نسج مغز از بین می رود.

ساختمان مشبک

یكی از سری ترین مناطق سلسلة اعصاب مركزی، ساختمان مشبک است كه درست در مركز ساقه مغز قرار داشته و از بصل النخاع تا قسمت فوقانی مغز میانی كشیده می شود. كمتر جائی از سلسله اعصاب مركزی است كه ساختمان مشبک در آن دست نداشته باشد . ساختمان مشبک از تعداد زیادی سلول به اندازه های مختلف درست شده كه زوائد آنها نسبتاً كوتاه می باشند. علاوه برساقه مغز، نخاع، مخچه، اعصاب جمجمه ای،گره های عصبی قاعده مغز ، تالاموس و نیمكره ها همه با ساختمان مشبک ارتباط دارند. علاوه بر این كه ساختمان مشبک قدیمی ترین قسمت سلسله اعصاب مركزی است، دركنترل خواب، قوام ماهیچه ها « تن ماهیچه ای» و درد نیز نقش كلیدی دارد ولی وظیفه اصلی آن برقرار داشتن سطح هوشیاری است. هرگونه ضایعه نسجی، حتی یك میلی متر، اگر دو طرفه باشد و در ساختمان مشبک اتفاق افتد منجر به از دست رفتن هوشیاری می شود.

بطن های مغز

درون مغز انسان حفره هائی وجود دارند كه بطن نامیده می شوند. دو بطن در نیمكره ها و بطن سوم بین گره های عصبی قاعده مغز، بطن چهارم در پشت ساقه مغز بوده كه مخچه آن را می پوشاند. درون بطن های مغز مایع مغزی نخاعی وجود دارد كه درون بطن ها و روی سطح مغز درجریان است تا جذب شود . وزن مغز درون مایع مغزی نخاعی حدود 50 گرم است.

پوشش های مغز ، مخچه و ساقه مغز

این قسمت ها توسط سخت شامه و دو لایه نرم شامه پوشانیده شده است كه وظیفه حفظ و حراست آن را به عهده دارند.

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد. 

بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند. 
فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد. 

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود. 

آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود. 

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد

10 عامل مهم تخریب مغز

1- نخوردن صبحانه

اشخاصی که صبحانه نمی خورند، قند خونشان پایین می آید. باید بدانید که تنها منبع غذایی مغز، قند خون است. در نتیجه کاهش قند خون ، باعث تخریب و اختلال در عملکرد مغز می شود.

2- بیش از حد غذا خوردن

در افرادی که بیش از مقدار مورد نیاز بدنشان، غذا مصرف می کنند، خون رسانی به مغز مشکل می شود و به همین جهت، قدرت فکری آنها پایین می آید.

3- کشیدن سیگار

اشخاص سیگاری باید بدانند که سیگار کشیدن باعث جمع شدن و کوچک شدن مغز می شود و این عامل باعث به وجود آمدن بیماری آلزایمر(فراموشی) می گردد.

4- مصرف کردن بیش از حد مواد شیرین

وجود  قند اضافی در بدن، باعث توقف جذب پروتئین و سوء تغذیه ناشی از آن و در نتیجه انحطاط مغز می شود.

5- آلودگی هوا

مغز بیشترین مصرف کننده اکسیژن در بدن می باشد. ورود هوای آلوده به بدن موجب کاهش اکسیژن بدن می شود و به همین علت توانایی مغز پایین می آید.

6- کمبود خواب

خوابیدن باعث استراحت مغز می گردد. اگر کمبود خواب به مدت طولانی ادامه یابد، موجب تسریع مرگ سلول های مغزی می گردد.

7- پوشاندن سر هنگام خواب

افرادی که با روسری یا کلاه می خوابند و یا به طور کلی سر خود را هنگام خواب می پوشانند، باید توجه داشته باشند که با این کار، دی اکسید کربن در بدن زیاد می شود و به نوبه آن اکسیژن در بدن کاهش می یابد و این خود باعث ناتوانی در عملکرد مغز می شود.

8- کار کردن در بیماری

کار کردن زیاد یا درس خواندن در هنگام بیماری، ممکن است موجب کاهش کارآیی مغز و آسیب آن گردد.

9- تفکر کم

فکر کردن باعث به جریان انداختن خون در مغز می گردد. کسانی که تمرکز و تفکر را کنار می گذارند، موجب کوچک شدن مغز خود می شوند.

10- به ندرت صحبت کردن

بحث کردن و صحبت های عقلانی با افراد دیگر، باعث افزایش کارآیی مغز می گردد.

چگونه کارآیی مغز را افزایش دهیم؟

پژوهش‌ ها نشان می ‌دهد: برخی از عادات نامطلوب در زندگی مانند سیگار یا پرهیز از خوردن صبحانه سبب افت کارآیی مغز می ‌شود.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، "مارسی پاراشیل" متخصص تغذیه و مدیر تغذیه ی بالینی در نظام بهداشتی هندریک آمریکا می ‌گوید: سه عامل مهمی که می‌ تواند قدرت مغز را افزایش دهد نوع غذا، آب و اکسیژن هستند و برخی از این عادات این سه فاکتور را به میزان قابل توجهی تحت الشعاع قرار می‌ دهند. البته ورزش و غذای مناسب، سلامت مغز را تضمین می‌ کند.

همچنین پژوهشگران دانشگاه ایالتی آریزونا به چند عادت رفتاری اشاره کرده‌ اند که توان و کارآیی مغز را پایین می ‌آورند.

این رفتارها شامل پرهیز از خوردن صبحانه، پُرخوری، استعمال دخانیات، مصرف زیاد مواد قندی، آلودگی هوا، کمبود خواب، کاهش تفکر مثبت و کار کشیدن از مغز به هنگام بیماری هستند.

اشخاصی که صبحانه نمی‌ خورند قند خون شان به سطح پائین ‌تری افت می‌ کند. این امر باعث تامین نامناسب مواد غذایی برای مغز و در نتیجه افت فعالیت مغزی می ‌شود.

از سوی دیگر، پُرخوری هم، سلامت مغز را به خطر می‌ اندازد. پُرخوری باعث تصلب شرائین مغز شده و منجر به کاهش قدرت ذهنی می ‌شود.

دخانیات نیز باعث کوچک شدن قابل توجه مغز شده و حتی منجر به بروز آلزایمر می ‌شود. علاوه بر این ها استفاده ی زیاد ازمواد قندی و شیرین، جذب پروتئین و مواد غذایی را متوقف و منجر به سوء تغذیه و احتمالا اختلال در رشد مغزی خواهد شد.

به گزارش ایسنا با توجه به این که گفته شد یکی از فاکتورهای اصلی برای سلامت و قدرت مغزی اکسیژن است پس قطعاآلودگی هوا عامل مهمی است که این عضو را تهدید می ‌کند. مغز بزرگترین مصرف کننده ی اکسیژن در بدن ما است. دمیدن هوای آلوده باعث کاهش اکسیژن تامینی مغز شده و منجر به کاهش کارآیی این عضو مهم می ‌شود.

خواب کافی هم به مغز ما استراحت می ‌دهد. دوره طولانی کاهش خواب به تسریع مرگ سلول های مغزی منجر خواهد شد.

همچنین کار کشیدن از مغز یا مطالعه در زمان بیماری ممکن است سبب کاهش کارآیی مغز و در نتیجه صدمه مغزی شود.

و بالاخره محققان معتقدند؛ تفکر بهترین راه برای تمرین دادن به مغز است. کاهش افکار مثبت مغزی ممکن است باعث کوچک شدن مغز شود.

بر اساس این گزارش، مغز انسان دارای انتقال دهنده ی عصبی است که مهمترین آن ها دوپامین، سرتونین و استیل کولین هستند.

این انتقال دهنده‌ها در زرده ی تخم مرغ، نخودفرنگی، گوشت، ماهی، شیر، پنیر و سبزیجاتی چون کلم بروکلی و کلم پیچ موجود هستند.

همچنین دوپامین در مغزها، گوشت ماهی، محصولات سویا و غذاهای پروتئینی یافت می ‌شود.

 سرتونین نیز در غذاهای کربوهیدراتی مثل نان و ماکارونی و سیب زمینی موجود است.

محققان انجمن قلب آمریکا نیز اخیرا بر این باور هستند که آن چه برای قلب مفید است برای مغز نیز سودمند است.

به گفته محققان؛ این اقدامات نه تنها توان و کارآیی مغز را بهبود می‌ بخشد بلکه می ‌تواند در پیشگیری از آلزایمر نیز موثر باشد.

تقویت مغز

آیا تغذیه می‌تواند باعث تقویت حافظه‌ شود؟ اگر جواب‌تان مثبت است، درست حدس زده‌اید! تحقیقات متعدد نشان داده‌ که تغذیه صحیح و استفاده مناسب و متعادل از خوراکی‌های خاص، سبب تقویت حافظه و دور ماندن از بیماری‌هایی مانند آلزایمر می‌شود.

ماهی‌های چرب

غذاهای دریایی مثل ماهی آزاد، ساردین، تن و خال مخالی حاوی مقادیر فراوانی از اسیدهای چرب امگا 3 هستند که می‌توانند سبب افزایش قدرت، بهره‌وری و سالم ماندن مغز شوند. حدود 40 درصد از اسیدهای چربی که در غشاهای مغز وجود دارند، DHA نامیده می‌شوند و DHA یکی از موادی است که به وفور در روغن ماهی موجود است. متخصصان اعتقاد دارند که وجود این ماده برای نقل و انتقال سیگنال‌های مختلف در مغز ضروری است. بر اساس تحقیقاتی که محققان دانشگاه تافت در سال 2006 انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند، افرادی که حداقل 3 بار در هفته از ماهی‌های چرب حاوی امگا 3 تغذیه می‌کنند، DHA خون بسیار بالاتری نسبت به سایر افراد دارند و خطر ابتلایشان به آلزایمر هم 39 درصد کمتر از سایرین است.

سبزیجاتی با برگ سبز تیره

اسفناج، کاهو، کلم بروکلی و کلم دلمه‌ای از جمله سبزیجاتی هستند که سرشار از آنتی‌اکسیدان‌هایی نظیر ویتامین C و کاروتنوییدها هستند یعنی همان آنتی‌اکسیدان‌هایی که برای حفظ سلامت قلب بسیار مفیدند.

به طور کلی وظیفه اصلی آنتی‌اکسیدان‌ها در بدن، مبارزه با رادیکال‌های آزادی است که هدف‌شان تنها آسیب‌رساندن به سلول‌ها و اختلال در تقسیم انرژی در بدن است. سلول‌های مغز هم که وظیفه سوخت‌رسانی به کل بدن را دارند، از جمله آسیب‌‌پذیرترین سلول‌ها در برابر این ترکیبات زیانبار هستند، بنابراین وقتی که این مواد سمی به مغز هجوم می‌برند، آنتی‌اکسیدان‌ها هستند که می‌توانند با آنها مبارزه کرده و از مغز محافظت کنند. بر اساس مطالعاتی که روی بیش از 13 هزار خانم در دانشکده پزشکی ‌هاروارد انجام گرفت، پژوهشگران پی بردند که خانم‌هایی که حداقل 4 وعده در روز از سبزیجات برگ سبز تیره استفاده می‌کنند، 2 برابر کمتر از سایرین از زوال عقل و از کارافتادگی قدرت تمرکز رنج می‌برند. همچنین پژوهشگران ‌هاروارد، اعلام کرده‌اند که هر چه سبزی و میوه‌ها رنگی‌تر باشند، آنتی‌اکسیدان بیشتری هم دارند.

آووکادو و انواع مغز دانه‌ها

تمام این خوراکی‌ها حاوی یک آنتی‌اکسیدان‌ مهم دیگر به نام ویتامین E هستند. پژوهشگران می‌گویند کسانی که به مقدار مناسبی ویتامین E مصرف می‌کنند، 67 درصد کمتر از سایرین به آلزایمر مبتلا می‌شوند. شما باید حداقل روزی 15 میلی‌گرم ویتامین E به بدن‌تان برسانید و این میزان در 55 گرم بادام به راحتی یافت می‌شود.

شکلات تلخ

شکلات تلخ (که حاوی حداقل 70 درصد کاکائو باشد) سرشار از فلاونویید، یکی دیگر از آنتی‌اکسیدان‌های مفید برای بدن و به خصوص مغز است. شما می‌توانید با خوردن 30 گرم شکلات تلخ در روز، قدرت تمرکزتان را افزایش دهید. خوراکی‌های دیگری هم که می‌توانند جای شکلات تلخ را در رژیم غذایی شما بگیرند شامل سیب، انگور، پیاز و چای هستند.

‌کاری

شاید جالب باشد که بدانید آمار فراموشی و فراموش‌کاری در بین هندی‌ها و تایلندی‌ها بسیار پایین است! می‌پرسید چرا؟ چون غذاهای‌شان همیشه پر است از ادویه ‌کاری. محققان هنوز نتوانسته‌اند به درستی بفهمند که چه واکنشی در مغز پس از مصرف کاری رخ می‌دهد که باعث کاهش احتمال ابتلا به آلزایمر می‌شود اما به همه افراد توصیه می‌کنند که با افزودن پودر کاری به غذاهای مختلف‌شان، شانس ابتلا به آلزایمر در میانسالی را در خود کاهش دهند.

آب

تمام سلول‌های بدن برای اینکه رشد خوب و مناسبی داشته باشند، به آب کافی نیاز دارند و سلول‌های مغز هم از این قضیه مستثنا نیستند. در حقیقت، یک‌سوم از حجم مغز از آب تشکیل شده است و بنابراین خوردن آب کافی در روز، به بهبود عملکرد مغز کمک می‌کند. بر اساس مطالعاتی هم که در دانشگاه اوهایو صورت گرفته، محققان اعلام کرده‌اند که کارکرد مغز افرادی که ذخیره مناسبی از آب در بدن‌شان دارند، نسبت به افرادی که به میزان لازم آب نمی‌نوشند، بهتر است. آنها همچنین گفته‌اند که نوشیدن حداقل 6 تا 8 لیوان آب در روز برای تمام افراد ضروری است و اگر این میزان تا 12 لیوان افزایش یابد، کارایی مغز هم بیشتر می‌شود.

قهوه

همان‌طور که مصرف زیاد و بی‌رویه نوشیدنی‌های حاوی کافئین مانند قهوه، باعث اختلال در عملکرد مغز می‌شود، مصرف مناسب و به اندازه‌شان نیز می‌تواند قدرت تمرکز و کارایی مغز را بالا ببرد. بر اساس مطالعاتی که محققان فرانسوی در سال 2007 انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که خانم‌های بالای 65 ساله که 3 فنجان در روز قهوه می‌خورند، قادر به حفظ کردن آدرس، شماره تلفن و لغت‌های بیشتری نسبت به آنهایی هستند که قهوه نمی‌خورند. آنها همچنین شانس ابتلای خانم‌های دوستدار قهوه به آلزایمر را 30 درصد کمتر از سایرین دانسته‌اند. تنها هشداری هم که محققان در زمینه مصرف قهوه داده‌اند، این بوده است که افراد نباید بیش از 400 میلی‌گرم (یعنی3 فنجان) در روز قهوه بنوشند

وظایف نیمکره راست و چپ مغز

نیمکره راست مسئول تفکرات خیالی و تصورات و هنر است که در خلق ، استنباء احساس و شوخ طبعی نقش دارد.

نیمکره چپ مغز مسئول فعالیت‌های منطقی و ظریف و موشکافانه است. خواندن، نوشتن، تجزیه و تحلیل و دانش و مهارت و مدیریت علوم برعهده این بخش از مغز می‌باشد.

ارتباط قوی بین این دو نیمکره دارای مزیت است. برای مثال نیمکره چپ مغز با پردازش‌های نیمکره راست ، بیان بهتری از احساس را ارائه خواهد داد.

ایستموس (isthmus) یا تنگراه، باریکه‌ای از بافت است که نیمکره چپ مغز را به نیمکره راست وصل می‌کند.

مزیت‌های مغز زنان بر مردان

ارتباط عاطفی: ایستموس، در زنان ضخیم‌تر از مردان است و همین ارتباط قوی‌تر بین دو نیمکره مغز می‌تواند دلیل موفقیت زنان در برقراری ارتباط عاطفی از طریق زبان باشد.

مهارت گفتاری: کورتکس (قشر مخ) زنان 15 تا 20 بزرگ‌تر از قشر مخ مردان است. این بخش از مغز، مسئول عملکردهای اولیه‌ای مثل سخنرانی، حرکت و استنباط و احساس است. به طور کلی، زنان دارای دانسیته عصبی بیشتری در ناحیه قدامی مغز می‌باشند که این دربرگیرنده اعمالی چون برنامه‌ریزی، قضاوت و زبان می‌شود.

احساس درد: زنان نسبت به درد واکنش‌های عمیق‌تر و شدیدتری از خود بروز می‌دهند. بنابراین درد بیشتری در مقایسه با مردان احساس می‌کنند.

حافظه: زنان به طور متوسط 7/5 امتیاز در حافظه بالاتر هستند. زنان دارای دید محیطی بهتری می‌باشند که بـه آن‌ها کمک می‌کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیع‌تری را رمزگشایی کند. زنان با ارزش‌ترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می‌دهند.

تکمیل وظایف: زنان دارای گوش تیزتری می‌باشند و هنـگام صحبت کردن از واژه‌های بیشتری استفاده می‌کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف به طور مستقل، بهتر از مردان می‌باشند.

مرور اطلاعات: زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند.

عدم تقسیم کار بین دو نیمکره: هر دو نیمکره راست و چپ مغز زن‌ها با هم روی مشکلات کار می کنند و تقسیم کار بین آن‌ها صورت نگرفته است.

کپی برداری مسئولیت‌ها: اگر یکی از نیمکره‌های مغز زنی آسیب ببیند، نیمکره دیگر قادر به کپی کردن تمامی قابلیت‌های نیمکره تخریب شده است و می‌تواند مسئولیت تمامی کارهای زندگی او را به عهده بگیرد.

تمرکز: زنان موضعی می‌اندیشند و بر روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می‌کنند.

پیروی از دیگران: زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند. ارزیابی آنان از خودشان در سطح پایین‌تری از مردان می‌باشد.

رضایتمندی در زندگی: زنان برای خانواده و فرزندان ارزش قائل می‌باشند.

تحمل درد: زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می‌کنند.

زنان بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می‌دهند. لذا مردان دو برابر زنان بیمار می‌شوند

خواهان شنونده: وقتی زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می‌گذارند، دنبال راه حل نمی‌گردند، بلکه آن‌ها نیاز دارند تا فردی به حرف‌هایشان گوش دهد.

مزیت‌های مغز مردان بر زنان

اندازه مغز: مغز مردان از نظر فیزیکی بزرگ‌تر است، زیرا اندازه مغز با اندازه بدن مرتبط است. میزان سلول‌های مغز مردان 4 درصد بیشتر از زن‌هاست و مغز آنان 100 گرم سنگین‌تر است.

علوم و دانش: بخش سفید مغز مسئول ارتباطات درونی مغز است. این بخش ، همه آنچه را که مغز فرا گرفته است، سازماندهی می‌کند. هر چه ارتباطات بخش سفید مغز بیشتر باشد، فرد باهوش تر است و توانایی سازماندهی، توجه به جزئیات، ارتباطات فضایی و حل مشکلات در او بیشتر خواهد بود. ماده خاکستری مربوط به هوش عمومی در مردان بیش از 6 برابر زنان است.

ذخیره اطلاعات: مردان قادر می‌باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را به خاطر بسپارند.

عدم تغییر وضعیت: مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد تا تغییر وضعیت بدهد. هنگامی که خانمی با همسرش مشغول گفتگو درباره مسائل مادی و اقتصادی است و ناگهان بخواهد از احساساتش صحبت کند، می‌بینند که همسرش حوصله این کار را ندارد؛ زیرا به همان سرعت نمی‌تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت دهد.

تفکر کامل: مردان موقعیت‌ها و اوضاع را به طور کلی درک می‌کنند و تفکر کلی و جـامع دارند.

ریسک پذیر: مردان سازنده و خلاق می‌باشند. آن‌ها ریسک پذیـر بـوده و به دنبال تجربه‌های جدید می‌باشند.

اعتماد به نفس: مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند و بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.

رضایتمندی در زندگی: مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها ارزش قائل اند.

پنهان کردن احساسات: مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان هستند، اما مردان بهتر می‌توانند این حس را پنهان سازند.

ويژگيهاي کلي هر کدام ازنيمكره هاي مغز ما بطور اجمالي از اين قرارند:

نيمكره راست: به فرآيندهاي ادارکي، تصور، تجسم، خيال پردازي، شناخت رنگ و موسيقي و هنر، شناسايي قيافه ها و اشکال و کلاً برداشت، داوري و ترکيب مي پردازد و ماننده قوه بينايي يک پرنده کل تصوير را مي بينند و کل نگر است.

نيمکره چپاختصاص به فعاليتهايي همچون رياضيات، زبان و ترکيب عبارات کلام، منطق، حافظه، طبقه بندي ها تحليل و … دارد. اين نيمکره به جزئيات امور توجه دارد و همانند قوه بينايي مورچه تک تک مي بيند.

امروز تصاوير سي‌تي‌اسکن عملکرد مغز را بخوبي نشان مي‌دهند. براي مثال ميتوان دريافت که هنگام گوش سپردن به صحبت‌ها و تکلم، قسمت چپ مغز و هنگام خواندن قسمت‌هاي پشت سر و طرفين آن به فعاليت وادار مي‌شوند و در هنگام آواز خواندن نيمکره راست مغز بيشتر فعاليت ميکند.

جالب است بدانيد نيمکره راست مغز عضله‌هاي قسمت چپ بدن و نيمکره چپ مغز عضلات سمت راست بدن را کنترل مي‌کنند.

ثابت شده که اکثر حسابداران، وکلا و طراحان بيشتر از سمت چپ مغز خود استفاده ميکنند، زيرا با فرآيندهايي سر و کار دارند که اين قسمت مغز را بيشتر مورد استفاده قرار ميدهد. و سياستمداران و هنرمندان به دليل رشد اين فعاليتها در سمت راست مغز باصطلاح راست مغزند. در واقع مغز چپ، ابتدا اجزا را ديده و سپس آنها را ترکيب نموده و کل را ميسازد ليکن مغز راست ابتداء کل را مي بينيد و بعد اجزا آنرا تشخيص مي دهد. تفکر مغز چپ بر هوش استوار است، ليکن سمت راست مغز اساس خلاقيت را تشکيل مي دهد.

اما فراموش نکنيد که برتري يک نيمکره به ديگري به معني عدم استفاده ازنيمکره ديگر نيست، و هر دو نيمکره از فعاليت هم آگاهي دارند، و در مجموع فعاليت دو نيمه مغز با هم -اما به طور نسبي- شخصيت فرد را ميسازند.

ويژگيها:

به طور اجمال تاکنون ثابت شده که فعاليت‌هائي همچون تفکر منطقي، استدلال، کلام و محاسبات پيچيده مربوط به نيمکره چپ و فعاليت‌هائي چون تخيل، توهم، درک فضائي اجسام و موسيقي در نيمکره راست قرار دارد.

ويژگيهاي دقيق تر هرکدام از نيمکره هاي مغز را ميتوانيد در جدولهايي که اينجا ميگذارم ببينيد. اما توصيه ميکنم قبل از اينکه چيزي در اين مورد بدونيد، تست ها رو انجام بديد.

حالا مزيت هاي نيمکره چپ مغز چيا هستند؟

·            به طور دائمي آگاهي دهنده توالي رفتار مداوم ماست.

·            مسئول هوشياري از زمان، ترتيب، جزئيات و سبک است.

·            مسئول توانايي هاي شنوايي و لفظي است.

·            متخصص در کلمات، منطق، تفکر تحليلي، خواندن و نوشتن است.

·            مسئول شناخت حدود و تشخيص درست از غلط.

·            مسئول دانستن و احترام گذاشتن به قوانين و ضرب العجل ها.

و مزيت هاي نيمکره راست مغز چيا هستند؟

·            ما را از تازگي و نوظهوري آگاه مي کند و هنگامي که کسي دروغ مي گويد يا شوخي مي کند، به ما اطلاع مي دهد.

·            متخصص در فهميدن يک تصوير کامل

·            متخصص درموسيقي و هنر

·            به ما در درست کردن تصاوير ذهني موقع خواندن يا صحبت کردن کمک مي کند.

·            مسئول واکنش هاي ادراکي مستقيم و احساسي.

·            به ما در به وجود آوردن و حفظ روابط کمک مي کند.

 

 

پيوندها




دریافت کد پرواز حباب ها
سوره قرآن چاپ این صفحه